سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آیه 53و54سوره نحل خداوند چه زیبا به ناسپاسی بندگانش اشاره دارد;وشمابندگان باانکه هرنعمت که داریدهمه ازخداست وچون بلایی رسدبه درگاه اوپناه جسته وبه اودردفع بلا استغاثه میکنیدبازوقتی که بلا ازسرشمارفع کردگروهی ازشما به خدای خودشرک می آورید.


  
  

صحیفه سجادیه دعایی بدور از شرک است . شیعیان باید از این طرز دعا کردن امام سجاد پند بگیرند و هیچگاه در حوائج به غیر خدا رجوع نکنند واحدی را با خدا نخوانند .


99/1/20::: 12:10 ص
نظر()
  
  

آیا غیر خدا را شفیعانی گرفته اند، بگو آیا و اگر چه مالک چیزی
نباشند و اگر چه این شفیعان تعقل نکنند(43)بگو مخصوص خداست شفاعت
تمام آن، ملک اوست آسمانها و زمین سپس به او بازگشت میشوید(44)   و
چون کسانی پست تر از خدا یاد شوند آن  وقت است که ایشان شاد شوند(45)

بگو، ای خدای ایجاد کنندة آسمانها و زمین ای دانای غیب و آشکار تو در میان
بندگانت دربارة آنچه در آن اختلاف میکرده اند داوری می کنی (46)

یکی از آیاتی که صراحت دارد بر نفی شفاعت غیر خدا و اینکه
شفاعت مخصوص خداست همین آیاتست که دلیل آن نیز در آیه ذکر شده که
چون ملک آسمانها و زمین مخصوص خداست و کس دیگر حکومتی در آنها
ندارد و چون بازگشت همه و مرجع تمام بسوی اوست، پس شفاعت نیز
مخصوص اوست، و حضرت امیر در دعای کمیل میفرماید: ا« للهم إنی
أتقرب إلیک بذکرک و استشفع بک إلی نفسک». مطلب دیگر اینکه ظاهرا مقصود

کافران از شفاعت شفاعت بت و غیره در دنیا بوده بخصوص که اعتقاد صحیحی
به آخرت نداشتند تا مقصودشان شفاعت در آخرت باشد چنانکه فرموده:

اشمازت قلوب الذین لایومنون بالاخره واتفاقا در زمان ماعده ای،از بی خبران
بعنوان شفاعت خواهی در مجالس عبادت در عوض خواندن خدا غیر خدا را یاد
کرده و میخوانند، در حالی که در آیة 45 این کار را دلیل بر بی ایمانی گرفته و
میفرماید: چون خدا به تنهائی یاد شود منزجرند، و چون خدا را با یکی از انبیاء
و یا اولیاء بخوانی شاد میگردند. بهر حال در قرآن هیچ آیه ای دال بر شفاعت
انسانی برای انسان دیگر به آن معنی که خرافاتیان میگویند ذکر نشده بلکه
بهشت جای پرهیزکاران است چنانکه فرموده «ذَلک جزاءُ من تزکَّى» و فرموده:
«تلْک الْجنةُ الَّتی نورِثُ من عبادنا من کَانَ تقیاً», ولی تعجب است که با این همه
آیات چرا مردم زمان ما بیدار نمیشوند و هر کس سخن حقی اظهار کند او را
میکوبند .
سوره زمر ایات43 تا46


98/3/3::: 1:4 ص
نظر()
  
  

و ازجمله بدعتها که زیر نام اولیاء و ائمه در میان مردم منتشر ساخته اند این
است که هر کس گناهی و خلافی و جنایتی مرتکب شود متوسل به آنان شود
که آنان واسطه و یا شفیع شده و ایشان را از قانون کیفری که خدا مقرّر کرده
می رهانند و وارد بهشت میسازند، و این مطلب را در احادیث و زیارات خود
آورده اند مانند آنکه در زیارت امام به او میگویند: "مستنقذ الشیعة المخلصین من
عظیم الأوزار"، یعنی: امام نجاتدهندة شیعیان خالص است از گناهان بزرگ. در

حالیکه خدا در سوره زمر آیه 19 به رسول خود فرموده :

آیا تو می توانی نجات دهی آنکه را اهل آتش است.
و این جمله استفهام انکار است یعنی تو نمی توانی. باید پرسید چگونه شیعة
مخلص مرتکب گناهان میشود و آیا کسی که مرتکب گناهان بزرگ میشود
شیعة مخلص است پس تمام جنایتکاران بزرگ اولین شیعه علی هستند! اصلاً
خدایتعالی با عدالت و فرموده های خود که در قرآن وعده داده در قیامت
رفتارمیکند و کسی ممکن نیست به او بگوید که عدالت مکن، و به فرموده های
خود عمل منما و از قول خود صرفنظر و خلاف وعده کرده و فلانی را برای
خاطر من عذاب مکن. به اضافه انبیاء واولیاء از دنیا رفته و طبق آیات قرآنی از
دنیا بی خبرند و از حال بندگان خبری ندارند نمی دانند چه کسانی چه کرده و
چه عقایدی دارند و مقصرین و یا غیر مقصرین را نمیشناسند و از اعمال و گناه
دیگران حقّ تجسس ندارند و خدا فرموده: انا نعلم مایسرون وما یعلنون - و ان ربک لیعلم ما تکن صدورهم -انه علیم بذات صدور - کفی بربک بذنوب عباده خبیرا بصیرا یعنی : و کافی است که خدا به گناهان بندگانش خبیر و بینا باشد.
اصلاً پیغمبری که افراد امت خود را ندیده و نمی داند چه کاره اند چگونه واسطه
و شفیع گردد و در محکمة الهی چه بگوید؟ !
بهرحال عده ای بنام ائمه و دوستی ائمه، دین خدا را عوض کرده اند و
مقررات الهی را نادیده گرفته و هزاران بدعت و باطل آورده اند. و از آن جمله
اخبار را و اگر چه خبر واحد باشد بر قرآن متواتر ترجیح میدهند و میگویند
قرآن ظنّی الدلاله و خبر قطعی الدلاله است، و بدین واسطه امت را از کتاب خدا
که هدی للناس است دور کرده اند. و آنقدری که به اخبار جعل شده علاقه دارند،
به آیات قرآن علاقه ندارند. و اصلاً از قرآن بی خبر و بی اعتناء و فقط بنام عترت
هر چه خواسته گفته و عمل کرده اند و مؤاخذه خواهند شد،زیرا اسلام یک دین بوده و اینان به نام ائمه صد مذهب ساخته اند بنام زیدی و شیخی و صوفی و غلاه و و و...

(نقل ازکتاب تابشی از قرآن علامه سیدابوالفضل ابن الرضا برقعی قمی)


  
  

کیست گمراهتر از آنکه غیر خدا را میخواند، کسی را میخواند که جواب
او را تا قیامت نمیدهد و آنان از دعای ایشان غافلند و چون مردم محشور
شوند آنان را که میخوانند دشمن ایشان باشند
.»{احقاف 5و6}
و همچنین از این آیات استفاده میشود که انبیاء واولیاء پس از مرگ از دنیا
بیخبرند. و خدا به رسول خود در سوره فاطر آیه 22 فرمود:وماانت بمسمع من فی القبور

«ای محمد تو به کسانی که در قبرند نمیتوانی بشنوانی
اصلاً خواندن کسی که از دنیا رفته و خواندن غیر خدا در حوائج و ادعیه که
عبادتست، کفر و شرک محسوب میشود چنانکه در سوره جن ایه18میفرماید :

«با خدا احدی را مخوانید
و صدها آیات دیگر در قرآن است که نباید در عبادات موجودی را غیر از
خدا خواند .
و از جمله چیزهائی که بنام سادات اهل بیت میان مردم معمول شده و ضد

قرآن است ساختن قبور سیمین و زرین و نذر و نیاز و وقف بر آن قبور است که
همه ساله مخارج و پولهای زیادی از این ملّت فقیر صرف آنها میشود، خدا در
آیات زیادی از این عمل نهی کرده، از آنجمله در سوره نحل آیه 56 فرموده :
برای چیزهای که نمیدانند (همچون گنبدها و بارگاهها)، قسمتی از آنچه را
روزیشان ساخته ایم قرار میدهند بخدا قسم از افتراهائی که بسته اند البته
مسئول خواهید بود .

باید به مردم عوام فهمانید کسی که از دنیا رفته احتیاجی به نذر و نیاز و وقف
شما ندارد و پولهائی که در میان ضریح ریخته میشود و یا علًم و کتل و زنجیر
خریداری میشود تماماً اسراف و حرام است و باید به محتاجان و فقراء داد. غیر
از خدا کسی حاضر و ناظر نیست و از حال بندگان خبرندارد، اولیاء و انبیاء اگر
از حال و اعمال و افعال بندگان خدا خبردار شوند در عالم برزخ محزون و
غمگین میشوند و همواره باید از اعمال و رفتار بد مردم غصه بخورند در
صورتی که خدا فرموده:فلا خوف علیهم لا هم یحزنون یعنی: اولیاء و انبیاء از
دنیا به جائی رفته اند که نه ترسی و نه غصه ای دارند .

 


97/12/3::: 1:36 ص
نظر()
  
  

 رسول خدا (ص) فرمود:«إنی نهیتکم عن زیارة القبور».

«همانا من شما را از زیارت قبور نهی کرده‌ام.»

و این روایت از رسول خدا  که: «لعن الله زوارات القبور».از احادیث مستفیضه(مشهور) است.

و همچنین روایتی که عبدالرزاق صنعانی شیعی، درکتاب «المصنف » (3/569) که از قدیمترین کتب حدیث به شمار میرود آورده است که: «أن رسول الله قال: من زار القبور فلیس منا».

- همانا رسول خدا  فرمود: هرکس قبور را زیارت کند از ما نیست.

 در کتاب «الذکری» روایتی بدین عبارت  است: «إن عایشة زارت قبر أخیها عبدالرحمن فقیل لها: قد نهى رسول اللهص عن زیارة القبور ».

- عایشه قبر برادر خود عبدالرحمن را که در زمان خلافت معاویه فوت نمود، تقریبا چهل و چند سال بعد از رحلت رسول خدا زیارت کرد، مردم به او گفتند که پیغمبر خدا  از زیارت قبور نهی کرده است؟ عایشه گفت: آری، نهی فرموده، ‌

این قضیه معلوم می‌دارد که نهی رسول خدا به قدری جدی و شایع بوده است که در این مدت چهل و چند سال کسی به زیارت قبور نمی‌رفته است، و در آن وقت عمل عایشه درنظر مردم، ‌بدعت شمرده می‌شد.

و «ابن بطال» از «شعبی» نقل کرده است که او می‌گفته است: «لولا أن رسول الله(ص) نهى عن زیارة القبور لزرت قبر النبی».

- اگر نه این بود که رسول خدا  از زیارت قبور نهی فرموده است من قبر پیغمبر  را زیارت می کردم.

ونهی کردن اهل بیت پیغمبر  چون حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی زین العابدین از زیارت قبر رسول خدا  چنانکه شرح آن گذشت و متروک بودن و مزار نبودن روضه‌ی مبارک بیش از یک قرن، همه این را می‌رساند که زیارت قبور، مقبول و مأمور شارع وبزرگان دین و اهل بیت رسول نبوده ونیست.

اما از آنجا که گویی روح بت پرستی که از آن جمله مرده پرستی است، در طبیعت آدمی چنان ممزوج است که زدودن آن مشکل است و ریاضت (تمرین) مستمر لازم دارد که روح توحید خالص در آن رسوخ یابد چنانکه باریتعالی از آن بدین بیان خبر می‌دهد که: (ومایومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون ). [یوسف: 106].«بیشتر ایشان جز با حالت شرک ایمان نمی‌آورند.»

پس تنها فایده‌ای که از زیارت مردگان، عاید زندگان می‌شود، همان یادآوری و فکر آخرت و بفکرتهیه زاد و راحله برای قیامت و بی اعتنایی به فریبندگی دنیاست.

و چنان می فهماند که حتی بسیاری از کسانی که اظهار ایمان مى‌کنند نیز از آن در امان نیستند، ‌اینست که می بینیم بعد از فوت رسول خداصو رفت و آمد مسلمین با مللی همچون مصر و ایران که به مردگان خود عنایت خاصی داشتند و بر قبر آنان ضریح و قبه می افراشتند، به تدریج روح مرده پرستی در مسلمانان رو به نمو و توسعه نهاد، تا اینکه در ظرف کمتر از صد سال خصوصاً بعد از اختلاط مسلمین با ایرانیان و مصریان که به مرده پرستی شاخص و ممتاز بودند و مقابر سلاطین و فراعنه در این دیارها بهترین شاهد روح مرده پرستی در این ملتها است. همان عقاید خرافی ایام جاهلیت به شدیدترین صورت با آمیخته شدن به عقاید مرده پرستان ملل دیگر، بازار مرده پرستی را رواج داد.

 

 


  
  

 

دراین ایه نکاتی است که انسان را از اوهام وخرافات می رهاند . آیه169آل عمران می فرماید: گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند (اگر چه روح از بدنشان جدا شده و وفات کرده اند) بلکه زنده اند (در واقع به زندگی بهتر و جای بهتری نائل شده اند و) نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند، و به آنچه خدا از فضل خود به ایشان عطا کرده شادند و بشارت می‌دهند به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشده اند که هیچ گونه ترس و هراسی نداشته باشید، و خود نیز با نعمت و فضل الهی شادمانند، و همانا خداوند اجر مؤمنین را ضایع نمی‌کند.

از آیه‌ی{ عندربهم یرزقون }نزد پروردگار شان روزی می خورند، چنین برداشت می‌شود که آنان در نزد پروردگارشان هستند، نه در نزد مخلوقین و نه در نزد قبر. حال باید دانست که نزد پروردگارشان کجاست؟ در سوره الانعام چنین آمده که : آیه 127 : لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم .با در سوره یونس ایه 25 : وخدا میخواند نیکان رابه دار السلام  پس نزد پروردگار غیر از نزد مخلوق و غیر از نزد قبر است وفرق دارد چنانکه  در سوره نحل ایه 96: ما عندکم ینفد و ما عند الله باق  یعنی  : آنچه نزد شماست تمام شدنی است و آنچه نزد پروردگار است باقی می‌باشد .

و البته رزقی که میخورند رزق و طعام دنیایی نیست.بنابراین رزقی که خدا وعده کرده و فرموده همان رزق عالم باقی است نه رزق دنیای فانی 

به آنچه خدا از فضل خود به ایشان عطا کرده خوش و شادند، آنچه خدا از فضلش داده دنیا نیست، زیرا آنرا داشتند و از ایشان گرفته و جای وسیع تر و بهتری به ایشان می‌دهد.

اما کسانی که از قرآن بی‌خبر‌ اند خیال کرده اند که شهداء با همین دنیا ارتباط دارند.  ودر آیه 170 آل عمران آنجا که فرموده ویستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم ...
 و بشارت میدهند به کسانی که هنوز به ایشان ملحق نشده‌اند دلالت میدهد بر اینکه شهداء به عالمی میروند که بازماندگانشان از آنان دورند و به ایشان ملحق نشده‌اند. و اگر شهداء در همین دنیا بوده و نزد کسان خود راه داشتند، این جمله صحیح نبود. پس آنان از اهل دنیا جدا میشوند. و همچنین خدا در آخر آیات همه‌ى مومنین را مشمول چنین نعمتهای دانستـه .

پس از آنکه ثابت شد ارواح از دنیا دور و در عالم برزخ هستند، حال جای پرداختن به این سخن است که خرافاتیان می‌گویند شهداء زنده اند ولی در عالمی دیگر و در عین حال از ما آگاه اند! واضح است که این قول صحیح نیست، زیرا اولا زنده بودن ربطی به آگاهی و علم به احوال ما ندارد ، زیرا لازم نیست هر کس دارای حیات باشد به همه چیز و از همه جا آگاه باشد، رسول خدا صلی الله علیه و على آله و سلم در حال حیات خبر از همسایگانش نداشت مگر وقتی که خدا و یا مردم به او خبر می‌دادند چنانکه عده ی زیادی از اصحابش در معرکه ی بئر معونه کشته شدند و او خبر نداشت و عیالش عایشه در سفر بنی مصطلق از قافله عقب ماند و میان بیابان ماند و او خبر نداشت و شتر حضرتش گم شده بود و او از جای شتر بی اطلاع بود، و در جنگ احد که سنگ به پیشانی و لب و دندان آن حضرت خورد اگر حضرتش علم به آمدن چنان سنگی داشت سر خود را عقب می برد و منحرف می‌کرد که مورد اصابت سنگ قرار نگیرد در حالی که مورد اصابت قرار گرفته و مجروح گردید.

یا در ایه 101 سوره توبه به پیامبر فرموده : و برخی از اهل مدینه بر نفاق ثابت اند و تو نمی‌دانی و ایشان را نمی شناسی، ما ایشان را می شناسیم، پیامبر اکرم ص از نیت بد بعضی از مردم زمانش خبر نـداشت و حتـی سخنانشـان را می پسنـدیـد و نمی‌دانست آنان تظاهـر می‌کننـد.وقتی که رسول خدا ص در حیاتش از همه چیز خبر ندارد، شهداء نیز در حیات برزخی خود، لازم نیست از همه جا با خبر باشند . بنابر این حیات دنیوی مستلزم علم نیست و اطلاع و آگاهی مردگان از احوال زندگان محتاج برهان و دلیل دارد. 

در آیه {170 آل عمران}  میفرماید : لاخوف علیهم ولاهم یحزنون .

دلالت دارد که شهداء از همه جا خبر ندارند و به جایی می‌روند که «لا خَوْفٌ » بوده، ترس واندوهی برایشان نیست. و اگر از حال مردم بیچاره ی بدکار و گرفتار مطلع باشند از غم و اندوه ناراحت می‌شوند، و اگر از دردها و رنجها و گرفتاری زوارشان مطلع گردند از غصه دق می‌کنند. مثلا اگر حضرت رسول صویا حضرت عیسی ؛ و یا حضرت مریم علیها السلام و یا امام رضا ؛ از رنجها و بلاها و گرفتاری مردم باخبر شوند، افسرده و اندوهناک شده و دار السلام برای ایشان دار الغصة و الحزن می گردد، آنهم بر فرض اینکه نعوذ بالله پیغمبر یا امام را مانند خدا به درخواستها و حاجتها و صداها و ناله های مردم در آن واحد با اطلاع بدانیم. یکی آمده بر مزار ایشان و می گوید پسرم در زندان زیر شکنجه است، دیگری می‌گوید لشکر کفار به ما حمله کرده و کشتار کرده اند، دیگری می گوید فرزندم دچار سرطان است، دیگری می‌گوید بیماری روحی دارم، دیگری می‌گوید جیب مرا در بارگاه زدند و من الآن غریب و بیچاره ام، دیگری می‌گوید مستاجرم و مالک همه روزه مرا اذیت کرده و می‌خواهد مرا از خانه اش بیرون کند و همچنین هزاران دردمند و علیل و فقیر و مریض و مظلوم و گرفتار اظهار درد می‌کنند. یکی در بارگاه او دزدی کرده ، و یکی قصد فحشاء نموده و دیگری روضه های دروغ و احکام ضد احکام خدا می‌خواند، و دیگری شاه و یا وزیر است و با هزار جنایت وارد بارگاه شده و دیگری که کارش خیانت و خوردن اموال مستضعفین به ناحق است بابت واگذاری زمینهاى بائر به نام موقوفه پولهاى کلانی بابت پذیره یا سرقفلی از فقراء و افراد مستحق اخذ نموده، و همچنین هزاران خیانت دیگر. اگر صاحب قبر همه ی اینها را بداند غمگین شده و راحتی برزخ برای او تبدیل به رنج دوزخ خواهد شد!

پس شما ملاحظه می‌کنید بدبختی آن کلاهبرداری که به دروغ زیارتی ساخته و به امام نسبت داده و به صاحب قبر می‌گوید: أشهد أنک تری مقامی و تسمع کلامی و ترد جوابی، «شهادت می‌دهم تو مرا می بینی و کلام مرا می شنوی و جوابم را می‌دهی»، و با اینکه جواب صاحب قبر را نشنیده، ولی گواهی دروغ می‌دهد!

ما در این مختصر ثابت خواهیم کرد که اصلا اولیای خدا پس از وفات، به کلی از دنیا بی خبرند و در عالمی دیگر یعنی برزخ هیچ اطلاعی از احوال بندگان ندارند.


  
  
   1   2   3   4   5   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ کروبی و موسوی کسانیند که حب پست و مقام وریاست دارندعلی رغم سابقه ریاست پس درحصربمانند تا بمیرندبهتراست. خصوصاکسی که قبل اعلام نتایج خود را رئیس جمهور دانست!
+ زبان شوم بیگانه


+ سال نو مبارک باد
+ تبریک توافق هسته ای مبارک.